
تولدّت مبارک سروش
یه سال دیگه هم بزرگ شدی !!!
یادت باشه که تو این سال ها نعمت های زیادی رو خدا ی مهربون به تو هدیه داده .
انشاءالله سال ها به سلامتی و خوبی در کنار خانواده ، بهترین لحظات رو داشته باشی .

تولدّت مبارک سروش
یه سال دیگه هم بزرگ شدی !!!
یادت باشه که تو این سال ها نعمت های زیادی رو خدا ی مهربون به تو هدیه داده .
انشاءالله سال ها به سلامتی و خوبی در کنار خانواده ، بهترین لحظات رو داشته باشی .
می بینم که خیلی منتظرتون گذاشتم ! نه ؟
مگه چند نفر معدل 20 داریم ؟
فکر می کنید 5 نفر دیگه هستند ؟
برید به ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب ...جملات زیر را در یکی از سایت ها خواندم ؛ پر از معنا بود .
حتماً برای شما هم جالب است .
این جملات را به پسر گلم محّمد منصوری که پارسال یک تحقیق آزاد درباره ی چارلی چاپلین به کلاس ارائه داد تقدیم می کنم .
با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه
رختخواب خرید ولی خواب نه
ساعت خرید ولی زمان نه
دارو خرید ولی سلامتی نه
خانه خرید ولی زندگی نه
و بالاخره می توان قلب خرید ولی عشق را نه
« چارلی چاپلین »
قرار امشب هم ادامه ی معرّفی معدل های 20 کلاس !!
پنج نفر بعدی ؛ البتّه این دفعه از آخر لیست دفتر :
ـ محمّد علی هنرمند
ـ رسول هاشم آبادی
ـ حسین نیک ذات
ـ سروش ناجی
ـ امیر حسین مهذّب
تبریک به شما بچّه های موفّق
منتظر باشید کلّی با شما کار داریم ...
ببخشید کمی دیر شد ، رفته بودیم خدمت خواهر خانمی که یه کمی کسالت داشتند و الآن اومدیم .
این آقای بنی هاشم ما ، نه ببخشید آقای هاشمی ، نه نه همون آقای بنی هاشم ، سیّد خنده رو و بامزه ی ما ، تردستی هم بلدند ؛ البتّه به حکم اثبات های علمی .
ایشان چند روز پیش یک کار جالب علمی در عرض چند لحظه برای بچّه ها انجام دادند .
آقا رسول ، به کمک یک استکان آب تونست یک سکّه رو در جلو چشم بچّه ها ناپدید کند . آیا شما می دونید چطوری ؟
دست های تو
دست های من
دستان ما
برای فردا
برای آینده ای روشن
آقایان صدری و صالح نیا به سرپرستی آقای توحیدی ، پروژه ی جغرافیا مربوط به کشور افغانستان را به خوبی ارائه کردند . این گروه با ابتکار جدید وارد شدند و پروژه ی خود را با Powerpoint ارائه نمودند . که مورد توجّه بچّه ها قرار گرفت .
طبق قولی که امروز در کلاس دادم ، ساعت 10 شب به بعد معرّفی دانش آموزان کلاس که معدّل نوبت اوّل آن ها 20 شده است .
امشب می خواهم کمی مثل شما بچّه ها ، بازیگوشی کنم و فقط 5 نفر را به ترتیب حروف الفبا ، معرّفی کنم و بقیّه باشد برای فردا شب ...
حالا به ادامه ی مطلب بروید ! 
این پست مربوط به خیلی قبل است که دوباره این جا اومده . یک پست هم درباره ی بادمجون داشتیم که یک بار تصویر و نظرات قشنگش پاک شد .
وقتی به پست های قبلی مراجعه می کنی خیلی از خاطرات زیبا ، مرور می شه .
علّت حذف تصاویر هم مربوط زمان آپلود آن هاست .
خلاصه عذر خواهی مرا بپذیرید .

این جا یک گل کلم ، یک کلم برگ ، و یک کلم بروکلی می بینید .
کلم های دیگری هم وجود دارند ، مانند : کلم سنگ ، کلم بنفش و ...
ما از کلم درغذا ، سالاد و ترشی استفاده می کنیم .
البتّه ترشی های از نوع مادر بزرگ که خیلی عالیه !
کلم ها خاصیّت زیادی برای بدن ما دارند .
آن ها به سیستم دفاعی بدن ما کمک می کنند .
حالا به نظر شما این چه جور کلمی است ؟

به نظر من این بَع بَع کلم است !
ارزشیابی نوبت اوّل تمام شد و امشب آقا معلّم تونست با بررسی های جامع در تمام مواردی که بچّه ها در 100 روز گذشته ( 4 ماه تحصیلی ) داشتند ، نتیجه ها را ثبت کند .
فکر می کنید شما چه کردید ؟
کلّی معدّل خوب خوب داریم !!!
یادتون هست که مسیر این 4 ماه مهم است و برگه ی امتحان آخر در کنار همه ی اون فعّالیّت های گذشته ی شماست .
خیلی مهمّه که برای جبران اشکالات فقط بایدحضور داشت و کار کرد .
والدین ، من و دیگر دوستان تون هم در کنار شما هستیم .
پیش به سوی موفّقیّت های بعدی با درک و فهم و شعور ....
بچّه های عزیز :
در مسابقه ی قصه نویسی ۲۱ نفر از هم کلاسی ها ، شرکت کردند . همه ی قصّه ها خوانده شد و توسط یک کارشناس نیز به دقّت در 4 مرحله مورد بررسی قرار گرفت . نتایج نهایی در هفته ی آینده بعد از یک بررسی دیگر به اطّلاع می رسد .
السّلام علیک
نمی دانم چرا هرگاه قصد ارادت کردم به سرایش ناب ترین سروده ها در وصف او ، توان از من ستانده شد و قلم فرسود .
شاید هنوز به نیاز نرسیده ام ! شاید ...
منظور از مطالعه چیست ؟
هر دانش آموز موفّقی می تواند به این سؤال پاسخ دهد !
هنگام درس خواندن باید کارهای زیر را انجام دهید :

کنجکاوی :
دانش آموزان موفّقی که واقعاً دنبال یادگیری هستند ، همیشه سؤال می کنند و تا لحظه ی پیدا کردن جواب آرام نمی نشینند .
برنامه ریزی :
یکی از بهترین راه های استفاده ی درست از زمان ، برنامه ریزی صحیح است . با این کار شما به خوبی می دانید در چه زمانی چه مقدار مطالعه کرده اید . یادتان باشد ، اوّل روی نکات مهم کار کنید .
آمادگی کامل :
اگر قرار باشد همیشه دنبال چیزی بگردید ، نمی توانید درس بخوانید . بنابراین ، کتاب ها و همه ی وسایلی را که لازم دارید ، آماده کنارتان بگذارید .
تمرکز :
طول مدّت زمان مطالعه به تنهایی کافی نیست . شما باید با تمرکز و توجّه کامل کارتان را دنبال کنید .
زمان :
باید برای مطالعه وقت بگذارید . سعی کنید به طور منظم مطالعه کنید و بدانید تند تند درس خواندن ، آن هم در لحظه ی آخر شما را به جایی نمی رساند .
تمرین :
این را بدانید که درس خواندن هم مانند کارهای دیگر نیاز به تمرین دارد . یعنی کار نیکو کردن از پر کردن است !


دیروز صبح وقتی وارد کلاس شدم بعد از سلام و احوالپرسی ، بچّه ها شروع کردند به خواندن سرود پرافتخار "خمینی ای امام" دوستمان علی اکبر اصغر زاده هم که چند تا پرچم زیبای ایران با خودش به کلاس آورده بود ، آن ها را به من داد و من هم بعد از تکان دادن پرچم ها ، آن ها را در گلدان گذاشتم و بچّه ها را در خواندن سرود همراهی کردم .
نمی دانم این بچّه های بازیگوش کی این سرود زیبا را یاد گرفتند که این گونه هماهنگ و قشنگ با هم می خواندند ؟

و ما این گونه ، یاد امام و روز تاریخی ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ را گرامی داشتیم .
مسابقه ی جهانی نقّاشی
موضوع : تغییرات آب و هوا و مناطق ساحلی خلیج فارس و دریای عمّان
ارائه ی کار : در برگه ی A3 ( دو برابر A4 ) با ماژیک یا آبرنگ و یا مداد شمعی و یا ترکیبی از آن ها .
بچّه ها می توانند نقّاشی خود را در یک تا پنج صفحه ارائه دهند .
تذکّر : از مداد رنگی نمی توانید استفاده کنید .
مشخّصات خود را که شامل : نام و نام خانوادگی ـ نام پدر ـ تاریخ تولّد ـ آدرس پستی و شماره تلفن می باشد در یک برگه ی جداگانه نوشته و همراه نقّاشی تحویل دهید .
از نوشتن نام خود روی نقّاشی خودداری کنید .
مهلت تحویل آثار : یکشنبه ی آینده 18 /11/88
متشکریم از خانم نیک فطرت مربّی بهداشت مدرسه که امروز به کلاس آمدند و بچّه ها را از موضوع مسابقه ی جهانی نقّاشی مطّلع کردند .
یک اتّفاق کوچولو در زنگ تفریح باعث شد که پایه ی میز کامپیوتر کلاس بشکند .
ماجرا از این قرار است که یکی از بچّه ها موقع بیرون آمدن از میز خود ، تعادلش را از دست می دهد و برای این که زمین نخورد دستش را روی میز کوچک کامپیوتر می گذارد و فشار بیش از حد دست ایشان ، باعث می شود پایه ی میز بشکند .
حالا ما برای چند روز نمی توانیم از آموزش های چند رسانه ای در کلاس استفاده کنیم و ADSL کلاس هم برای چند روز تعطیل خواهد بود .
خدا را شکر پسرمان آسیبی ندید .
البتّه امروز قسمت شکسته ی میز را دوست خوبمان با خود برد تا آن را درست کند .
کلاس کوچولو هم خیلی دردسر دارد ولی این هم جزء شیرینی های کار است .
روزی تیمور لنگ پادشاه وقت ، از زبل خان دعوت کرد که برای دیدار از اصطبل دربار به قصر برود . زبل خان هم با دل و جان دعوت امیر را پذیرفت و همراه او وارد اصطبل شد. زبل خان که از علاقه شدید تیمور لنگ به حیواناتش خبر داشت ، برای جلب رضایت خاطرش مدام از اسبها و الاغهایی که میدید ، تعریف و تمجید میکرد .
امیر تیمور الاغ سفیدی را به زبل خان نشان داد و گفت که آن را به تازگی خریده است زبل خان با دیدن الاغ گفت : « به به ! چه حیوان زیبایی ! به نظر من این الاغ از هوش سرشاری برخوردار است و شرط میبندم که استعداد خواندن کتاب را هم دارد . »
امیر به محض شنیدن این حرف گفت : « من به تو یک ماه فرصت میدهم تا الاغ مرا با سواد کنی ! »
زبل خان که میدانست اگر نتواند دستور امیر را عملی کند چه بلایی بر سرش خواهد آمد ، در دل هزار بار بر خودش نفرین کرد که چرا بی موقع و نسنجیده حرف زده است .
خلاصه زبل خان با دنیایی از غم و اندوه افسار الاغ را در دست گرفت و حیوان را برای آموزش ، با خود به خانه برد .
بعد از گذشت یک ماه ، امیر دستور داد به دنبال زبل خان و الاغ بروند .
زبل خان در حالی که یکی کتاب بزرگ در دست داشت ، همراه الاغ وارد قصر شد و به ملاقات پادشاه رفت . او کتاب را جلوی حیوان روی زمین گذاشت و الاغ با هیجان زیاد به وسیله زبانش صفحات کتاب را ورق زد ؛ امّا وقتی کتاب به نیمه رسید، با عصبانیت عقب رفت و شروع به عرعر کردن نمود .
امیر تیمور که از دیدن این صحنه به شدت خندهاش گرفته بود ، از زبل خان پرسید : « با چه کلکی توانستی این کار را به الاغ یاد بدهی ؟ »
زبل خان که از ترس داشت سکته میکرد ، نفس عمیقی کشید و گفت : « جناب امیر ، من بعد از کلی فکر کردن ، تصمیم گرفتم در روز اوّل کمی یونجه بین صفحات اوّل و دوم کتاب بریزم ؛ جوری که حیوان برای خوردن یونجهها مجبور شود با زبانش صفحه اوّل را ورق بزند.
روز دوم یونجهها را از بین صفحات دوم و سوم ریختم و الاغ باید دو صفحه را ورق میزد و همین طور ... الی آخر . الآن هم او به این خاطر عصبانی شد که دید هر چه قدر ورق میزند ، حتّی از یک برگ یونجه هم خبری نیست !
محمّد منصوری از رشت
این هم نمایش دیگه ی نیما از کوه آتشفشان که با جوش شیرین و سرکه ی رنگ شده انجام شد .
دوستمون بیژن فرهادی هم با خمیر آرد برنامه را ارائه کرد.
متشکرم بچّه ها !!